تبليغاتX
وب‌نوشت‌های مجید توکلی

وب‌نوشت‌های مجید توکلی

مجید توکلی

یک: همین الان که دارم این چند خط را می‌نویسم، روزنامه «سرمایه» لغو امتیاز شد. خبر که چیزی عجیب و غریبی نداشت و از آنجایی که این اتفاق توی چند سال اخیر عادی شده، زیاد تعجب نمی‌کنم. ولی به هر حال این‌که یک عده‌ای از همکارانمان بی‌کار می‌شوند، خب دردناک است. ولی چقدر بد که توقیف روزنامه‌ها برای ما دارد عادی می‌شود. انگار قبح ماجرا ریخته و دیگر کسی واکنشی نشان نمی‌دهد. البته توی این شرایط که خیلی از همکارانمان هم پشت نرده سلول‌ها هستند، توقیف روزنامه و این جور اتفاق‌ها خبر جدیدی نیست. فقط می‌توانیم بگوییم حیف شد. همین...

دو: یک اتفاق‌هایی دارد در معاونت سینمایی وزارت ارشاد می‌افتد که خب مثلا قرار است این اتفاق‌ها خوب باشد. مثل رفع توقیف «به رنگ ارغوان» حاتمی‌کیا و اکران‌شدن «کتاب قانون»، خبر اکران «سنتوری» و تغییر مدیریت مرکز گسترش سینمای مستند تجربی و... که پیش‌بینی‌اش زیاد کار سختی نبود و انتظار می‌رفت با همه انتقاد‌هایی که قبل از معرفی وزیر ارشاد می‌شد، روزهای ابتدایی، خوب باشد. اما این داستان ممنوع الخروج‌شدن فاطمه معتمدآریا و جعفر پناهی حال همه را خراب کرد. خب، معتمدآریا و پناهی هنرمند مملکت ما هستند و این ماجرا بازتاب‌های خوبی، ندارد. ای کاش حداقل این‌قدر که معاونت سینمایی به فکر آمدن گلشیفته فراهانی است و مشکلی را در این مورد نمی‌بیند، مشکل این دونفر را هم حل می‌کرد. البته که شمقدری توی یکی از مصاحبه‌هایش گفته مشکل از طرف وزارت ارشاد نیست و از این حرف‌ها، ولی بد نیست آقای شمقدری یادش باشد که این دو نفر، هنرمند همین سینمایی هستند که ایشان مدیریتش را برعهده دارد!

سه:... چند روز پیش توی شلوغی کارهای روزمره و خبرهای سیاسی و فرهنگی خوب و بد، خبری منتشر شد که یک جنبشی راه افتاده به اسم «جنبش سبز علوی» و همین اول کار بیانیه‌ای هم داده مبنی بر این‌که بیاییم و نگذاریم رنگ سبز بازیچه دست این و آن شود. توی این بیانیه آمده: «از عموم هم‌میهنان عزیز درخواست داریم كه در ایام متبرك پیش رو به خصوص عید بزرگ سادات علوی - عید غدیر خم - با آویختن پرچم سبز رنگ و مزین به نام مطهر ائمه طاهرین علیهم‌السلام بر سردر منازل، مغازه‌‌ها و محیط‌‌های در اختیار خود، افتخار خویش در زنده نگاه داشتن نمادهای مذهبی و محترم و نیز اعتراض خود به سوءاستفاده از نمادهای دینی و مكتبی در بازی‌های سیاسی و حزبی را اعلام نمایند.» بعد در یکی از بند‌های این بیانیه آورده که: «حضور دسته‌جمعی مردم با رنگ سبز در خیابان‌ها، میادین و جشن‌های اعیاد پیش رو به‌عنوان سمبلی از شروع حركت «جنبش سبز علوی» به شمار رفته و حركت این جنبش به مدد الهی در محرم و صفر و ما بعد آن نیز ادامه خواهد یافت.» همین....

چهار: راستش بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی یعنی «محاکمه در خیابان»، قرار است از این هفته اکران شود و به هر حال با همه انتقادهایی که توی این چند سال اخیر، خیلی‌ها به فیلم‌های کیمیایی کردند، ولی کیمیایی، همچنان فیلم‌ساز بزرگی است و ساختن فیلمش و اکران آن اتفاق مهمی در حوزه سینما محسوب می‌شود. «محاکمه در خیابان» کیمیایی سیاه و سفید است و فیلم خوبی هم از آب درآمده. حامد بهداد، محمدرضا فروتن و شقایق فراهانی با وجود این‌که نقش‌های کوتاهی دارند، ولی بازی‌شان یک‌دست از آب درآمده. اما نکته فیلم آخر استاد، اسمی است که برای فیلمش انتخاب کرده. اصولا فیلم‌های کیمیایی اسم‌های درست و خوبی دارند. مثل «رئیس»، «حکم» و این یکی هم «محاکمه در خیابان»...

پنج: ترافیک، مشکل حل نشدنی شهر تهران شده. معضلی که انگار هیچ وقت قرار نیست درست شود و کسی برایش چاره‌ای کند. هر از چند گاهی هم بحث ترافیک توی رسانه‌ها به اوج می‌رسد و این و آن یکدیگر را مقصر می‌دانند و سر آخر هم معلوم نمی‌شود مقصر اصلی چه کسی است. اما چند روز پیش، خبر کیفرخواست بهزاد نبوی که منتشر شد، در آن آمده بود که یکی از جرم‌های نبوی، اخلال در ترافیک تهران است. به هر حال نبوی هم به مقصر‌های ترافیک تهران اضافه شد. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که نبوی همچنان در زندان است و تهران ترافیک دارد...

۴۰ چراغ

I لینک ثابت I   یکشنبه 17 آبان1388   مجید توکلی   | 

مسعود کیمیایی

در هیچ زمانی استعداد را گم نکردم. به این دلیل سرراست، که خودم بسیار گشتم تا کسی مرا باور کند.

سامان مقدم در ایستگاه استعداد بود. کافی نبود. حس سرشار می‌خواست که داشت. سامان را مرحوم گیتی پاشایی، مادر پولاد به من معرفی کرد: ماند و: ماند تا فیلم ساخت. پر از حرارت و حس:

بعضی از وقت‌ها حتی پرخاش‌های تند کردم، اما در یک زمانی جای پدرش هم بودم: و به واقع پدری نایاب داشت، گوهرانی که به وقت رفتن هیچ جایی برای جانشین نمی‌گذارند و مادرش ستاره‌ای درخشان و تنها در خانه که جهان را با سامان عوض نمی‌کرد، سلیقه داشت، حساب و کتاب داشت، رفتار بد نداشت و این‌که سر آخر می‌دانستم که مرا دوست دارد، به اندازه دلگیرشدن که از پله‌های آپارتمان او و مادر بالا می‌رفتم، خسته می‌شدم، نفس می‌زدم و سامان هراسان من بود، مهر او در دریافت‌هایم ماند و نرفت.

سامان فیلم‌ساز است، آسمان عمرش هنوز برای ستاره‌ها وسیع و آبی است، سامان هنوز هم در لحظه‌هایی از پاییز عمرم می‌آ‌ید، با آن لبخند و نگاه معصوم که هیچ از جهان نمی‌خواهد.

در زمستان و تابستان که نگران من است و این‌که در بهار به 40 سالی نزدیک می‌شود، آرام آرام بی‌نیاز می‌شود.

سامان، می‌دانی که من هیچ‌گاه بوی نفتالین نمی‌گیرم، تو را، خانواده‌ات را دوست دارم و می‌دانم تو شاهنامه را با صدای خودت خوب خواهی خواند.

I لینک ثابت I   یکشنبه 17 آبان1388   مجید توکلی   | 

خسته تر از همیشه....کلافه و بی حوصله...
I لینک ثابت I   دوشنبه 22 تیر1388   مجید توکلی   | 

هفته گذشته به دعوت دانشگاه پیام نور انزلی،به همراه ده نمکی و شریفی نیا به رشت رفتیم تا جلسه نقد و بررسی فیلم اخراجی ها برگزار شود.سفر خوب و خاطره ای بود.این گزارش خبرگزاری ایرنا از مراسم است.

مسعود ده نمكي عصر يكشنبه در جلسه نقد و بررسي فيلم اخراجي‌هاي ‪ ۲‬كه توسط بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور بندرانزلي در سينما هلال احمر انزلي برگزار شد گفت: اين ميزان فروش برابر كل مبلغ درآمد حاصل از نمايش فيلم درمدت يك سال در سينماهاي كشور است. وي، شخصيتهاي فيلم را الهام گرفته از ويژگي‌هاي رزمندگاني دانست كه در دوران دفاع مقدس شاهد حضورشان در جبهه‌ها بوده است. وي افزود: اخراجي‌هاي ‪ ۲‬را نيز براساس خاطرات اسراي جنگي و بخشي از ديده ها و شنيده‌هاي خود از جنگ ساختم . ده نمكي در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان مبني بر اينكه آيا جنگ كمدي بود كه وي با طنز و كمدي به نمايش آن پرداخته، گفت: جنگ كمدي نبود اما من معتقدم طنز از شيوايي بخصوصي در انتقال مضامين جنگي برخوردار است كه تاكنون در سينماي جنگ در ايران از آن غفلت شده است. وي با اشاره به نگارش اخراجي‌هاي ‪ ۳‬تصريح كرد: هدف من از ساخت فيلم اخراجي‌ها ، آشتي نسل جوان با سينماي انقلاب و جنگ است كه مدت زمانيست از آن غفلت شده است. ده نمكي در پاسخ به برخي انتقادات كه اخراجي‌هاي ‪ ۲‬از جذابيت‌هاي ويژه اخراجي‌هاي يك برخوردار نبوده، گفت: من به دنبال تكرار اخراجي‌هاي يك نبودم، بلكه مي‌خواستم يك فيلم جديد و يك نگرش جديد را به نمايش دربياورم كه فروش ‪ ۸۰‬ميليارد ريالي فيلم مويد موفقيتم در تحقق اين هدف است. وي تاكيد كرد: در اخراجي‌هاي ‪ ۲‬من دنبال نمايش ميهن پرستي بودم كه واكنش مردم در سالن‌هاي سينما هنگام اجراي سروداي ايران ،اي مرز پرگهر نشان از جوشش حس ميهن پرستي در ميان اقشار مختلف مردم به ويژه جوانان كه از جنگ و انقلاب دور بوده اند، دارد. محمدرضا شريفي نيا نيز كه به همراه ده نمكي در اين برنامه حضور يافته بود در پاسخ به سوال تعدادي از دانشجويان و انتقاد آنان از اين فيلم و نقش هاي درنظر گرفته شده گفت: من معتقدم اخراجي‌هاي يك و دو از بهترين فيلم هاي جنگي ساخته شده در تاريخ سينماي جنگ ايران است كه استقبال بي‌نظير مردم از آن مويد اين مطلب است. وي اظهار داشت: متاسفانه در سينماي ايران بعد از ساخت هر فيلمي بسياري به دنبال نقد آن به هر قيمتي هستند اما هيچگاه به اين مطلب فكر نمي‌كنند كه موفقيت هر اثر هنري در گرو استقبال عموم مردم از آن است. شريفي نيا خاطرنشان كرد: آيا همه مردم كشور خاص هستند كه برايشان فيلم خاص ساخته شود، هرچند كه اخراجي‌ها در نوع خود به دليل ايجاد ارتباط خوب با مخاطب يك فيلم خاص است.
توكلي منتقد سينماي ايران نيز در اين برنامه گفت: واقعيت اين است كه فيلم اخراجي‌هاي يك و دو با وجود تمام انتقادات وارد به آن معادلات سينماي ايران را برهم زده است. وي اظهار داشت: اخراجي ها، يك نگرش جديد به جنگ و انقلاب است كه موجب تغيير نگاه همگان به خصوص نسل جوان به موضوع جنگ شده است.
توكلي افزود: علت موفقيت و استقبال عموم مردم از اخراجي ها، حركت آن در مسيري از جنگ است كه تعريف نسل جوان از آن چيز ديگري بوده است. جلسه نقد و بررسي فيلم اخراجي‌هاي ‪ ۲‬با استقبال كم نظير دانشجويان و جوانان شهر انزلي و برخي از مسوولان برگزار شد. ك/‪۲‬

I لینک ثابت I   یکشنبه 3 خرداد1388   مجید توکلی   | 

فیلم پیتوک رو ساختم.دیشب آخرین جلسه فیلمبرداری بود.باز هم یک تجربه دیگه کنار همه اتفاق های روزمره و تجربه های مختلف.یه تجربه خوب کنار بروبچه های رفیق.داستان پیتوک رو دوست دارم.یه جور روزمرگی است.یه صبح تا شب.واقعا خستم.فکر می کنم انرژی زیادی برد.ولی مهم اینه که حالم خوب شد.بعد از مدت ها حالم خوب شد.تجربه دوست داشتنی بود.خیلی وقت بود که قرار بود من و کوهیار با هم کار کنیم ولی نمی شد.کوهیار کلاری فیلمبردار بزرگی می شود.اخلاق حرفه ای و خلاقیت های فردی که این روزها کمتر پیدا می شود،هر دوی این ویژگی ها در کوهیار هست.همکاری با مازیار رزاقی هم خوب بود.صدابردار قدیمی اما جوان سینما.و کلی بازیگر تئاتری که رو سفید بودند.مهران رنجبر که نقش اول فیلم را بازی کرد و بقیه بچه هایی که چند سالی است روی صحنه های تئاتر خوش می درخشند.کار کردن با بازیگر های تپاتر تجربه خوبی است.نمی خواهم تجربه آخرم باشد که تازه به دلم نشسته است.فکر می کنم دو هفته ای کار تدوین اش طول بکشد.بعد هم صداگذاری و از این جور چیزها.این عکس هم نتیجه نگاه تارا مختار است.همه چیز خوب بود.خوب خوب....

خبر فیلم در خبرگزاری فارس

I لینک ثابت I   شنبه 26 اردیبهشت1388   مجید توکلی   | 

خیلی وقت بود که حوصله نوشتن نداشتم.دلیلش بماند...اما درست امشب.شبی که تیم محبوبم،بارسلونا دقیقه 93 نتیجه بازی رو عوض کرد و به فینال باشگاه های اروپا رسید تا با اون یکی تیم محبوبم منچستر بازی کنه،درست شبی که صبح فرداش می خوام فیلم کوتاهمرو کلید بزنم یه هیجانی داشتم و تصمصم گرفتم یه چند خطی بنوسم و خالی بشم.حاشیه های این مدت که ننوشتم بماند برای خودم.تا بعد...
I لینک ثابت I   پنجشنبه 17 اردیبهشت1388   مجید توکلی   | 

چندین بار می خواستم بیام و درباره اوضاع و احوال سریالی(اشک ها و لبخندها) که مشغولیم بنیوسم ولی فرصت نمی شد!ساعت کاری مان غیر معمولی بود.از 6 صبح تا 11 شب و دوباره از 6 صبح تا 11 شب!به هر حال کار باید برای پخش عید می رسید.همه گروه تلاش کرد که این اتفاق بیافتند ولی سازمان با محتوای کار به مشکل برخورد و جلوی پخش را گرفت.بی خودی حال همه مان را گرفتند.داستانش مفصل است ولی به هر حال گذشت تا اینکه با دستور خود ضرغامی قرار شد بعد از تعطیلات پخشش شروع شود که این یعنی از 15 فروردین.احتمالا آنونس سریال را این شب ها دیده اید.همه شبکه ها پخش می کنند.احساس خوبی است.بعد از 60 روز دویدن و روزکاری ها و شب کاری های فراوان و یک کروه خوب و دوست داشتنی،حالا نتیجه کار را ببینی.شنبه،دوشنبه،چهارشنبه ساعت 10،شبکه اول...ولی چند توصیه می کنم تا خیالم راحت شود.اول اینکه بازی مهدی هاشمی را از دست ندهید.بی نظیر شده.یکی از بهترین نقش هایی است که تا به حال بازی کرده.دوم اینکه بازی هومن برق نورد را هم از دست ندهید.بدون شک بعد از پخش اشک ها و لبخندها یک اتفاقی برایش می افتد.سوم هم اینکه قصه را تا ته دنیال کنید.اتفاق های جالبی رخ می دهد که خسته تان نمی کند.

I لینک ثابت I   پنجشنبه 13 فروردین1388   مجید توکلی   | 

حرف زیاد است.مثل هرسال..ولی بازهم مثل هرسال،لحظه هایی بودند که کنار هم سال ۸۷ را ساختند...
یک هفته اصفهان/سیزده بدر پرماجرا/علاقه/اشب های خنک اشرفی اصفهانی/لواسان/برج آی تک و بازگشت به همشهری جوان/کارتینبگ//آصف/اختلاف/پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه/شمشک/فرهنگسرای پایداری/شب های تدوین/آلاشت/زمان/جشنواره فیلمهای ورزشی/سینما فلسطین/جایزه بهترین فیلم/آکادمی ملی المپیک/رسول صدرعاملی/اکران خصوصی/علی پروین/پرویزی به فرنگ رفت/کافه تمدن/خانه هنرمندان و علی پروین/پارک سعادت آباد/مستند سرو ساعی/احسان دلاویز/باشگاه اسب سواری آریاسب/همشهری مسافر/بام تهران/روزهای فیلمبرداری/بزنگاه/باشکاه انقلاب/کله پاچه/مرغدونی کرج/پرویزی از فرنگ برگشت/حسن فتحی/دنده معکوس/پاتریس لومومبا/عفیفه و سه تار/اشک ها و لبخندها/هرشب بیلیارد/تدوین ساعی/هندی کم/این ستارخان دوست داشتنی/عشق واقعی/پژو ۲۰۶/موتوری/جشنواره فیلم فجر/درباره الی/انتخاب بازیگر/سریال مناسبتی/و بازهم عشق واقعی/۲۰ متر زیر زمین/حضرت سلیمان/کاخ سغدآباد/اختتامیه/سینما آفریقا و اخراجی ها ۲/مهدی هاشمی/درکه/زندان قزلحصار/تحویل سال ۸۸ در شهرک سینمایی و....

I لینک ثابت I   جمعه 30 اسفند1387   مجید توکلی   |