تبليغاتX
وب‌نوشت‌های مجید توکلی

وب‌نوشت‌های مجید توکلی

نپرسین چرا؟ بعدا به همه می گم که چرا این سوال رو می پرسم.می خوام نظرتون رو درباره یه نفر بدونم.اگه براتون امکان داشت ٬ به دوستانتون هم بگید نظر بدند یا نظرشون رو بپرسید و بنویسید.بعدا که بگم٬متوجه می شید که نظراتون چقدر مفیده.پس... 

نظر شما درباره "محمد رضا شریفی نیا" چیه؟

I لینک ثابت I   شنبه 28 بهمن1385   مجید توکلی   | 

این روزها اینقدر یاد سنتوری می افتم که حد و حساب نداره.مدام زیر لب این ترانه رو زمزمه می کنم.یک بار تا ته بخونید.فوق العاده است.صدای محسن چاووشی دیوانه ام می کند.چقدر این ترانه رو زیبا خوانده.

رفيق من،سنگ صبور غم ها/به ديدنم بيا كه خيلي تنهام

هيشكي نمي فهمه چه حالي دارم/چه دنياي رو به زوالي دارم/مجنونم و دلزده از ليلي ها/خيلي دلم گرفته از خيلي ها/نمونده از جووني هام نشوني/پير شدم،پير تو اي جووني/تنها يكي سنگ صبور/خونه سرد و سوت و كور/توي شب هات ستاره نيست/موندي و راه چاره نيست/اگر چه هيچ كس نيومد/سري به تنهايي ات نزد/اما تو كوه درد باش/طاقت بيار و مرد باش/اگر بياي همونجوري كه بودی/كم ميارن حسودا از حسودي/صداي سازم همه جا پر شده/هركي شنيده از خودش بي خوده/اما خودم پر شدم از گلايه/هيچي ازم نمونده جز يه سايه/سايه اي كه خالي از عشق و اميد/هميشه محتاج يه نور خورشيد

I لینک ثابت I   چهارشنبه 25 بهمن1385   مجید توکلی   | 

بالاخره تموم شد

یک:بالاخره تموم شد.این همه هیاهو و شور و هیجان توی یک ساعت تموم شد و بازهم مثل هرسال یه سری اتفاق های جالب افتاد.اصلا حوصله ندارم درباره کاندیدای بخش های جشنواره چیزی بنویسم٬ولی فقط این نکته جالبه که چرا سنتوری فقط توی دوتا رشته کاندید شده.یعنی کارگردانی لطیفی و عسگر پور و بهرام توکلی که هرسه تا شون شاگردای مهرجویی محسوب می شن بهتره؟بی خیال بابا.به قول یه دوستی جشنواره یه شوخی خنده داره!نمی دونم درباره حرف هایی که هنگام اهدای جایزه سیمرغ بهترین فیلم مرمی زده شد در جریان هستید یا نه.اینکه ده نمکی چه حرف هایی زد و بقیه چه واکنشی نشون دادن.ولی همین حرف هایی که زده شد و باعث شد جو سالن عوض بشه زیاد برای ما خوب نیست.نمی فهمم.اگر شما ده نمکی رو به عنوان کارگزدان پذیرفتید و اجازه دادید فیلم بسازه و این همه ستاره هم توی فیلمش بازی کردن٬پس دیگه این حرف ها چیه؟این کج دهنی ها چیه؟من که نمی فهمم...

دوم:دیشب "سنتوری" را برای بار سوم توی سینما آفریقا دیدم.اینقدر از تماشای فیلم لذت بردم که دوست دارم ده بار دیگه هم ببینم.امشب اولین شبی که بعد از این مدت یه خواب راحت می چسبه.دوست دارم تا دوسه روز دیگه خواب باشم و هیچ کس بیدارم نکنه.از فردا روزهای عادی شروع می شه.البته باز دوباره جشنواره در راهه.۲تا۶ اسفند جشنواره فیلم بهزیستی برگزار می شه که اتفاقا فیلم منم توی بخش مسابقه مستند هست.از ساخت "میم مثل سمیرا" خیلی می گذره ولی هنوز با موضوعش درگیرم.خیلی دوست دارم این فیلم توی جشنواره بهزیستی دیده بشه.یا حد اقل مردم ببینن.

سه:خب.این چند وقت از همه جا بی خبر بودیم.امیدوارم از فردا این وبلاگ به حالت روزهای عادی خودش برگرده.فعلا...

I لینک ثابت I   دوشنبه 23 بهمن1385   مجید توکلی   | 

آن مرد با رئيس آمد

باور نمی کنید.اینکه یکهو همه چیز در یک دقیقه اتفاق بیاافتد.همه اون چیزهایی که چند وقت انتظارش رو کشیده بودی.ولی باور کنید امشب برای من اتفاق افتاد.امشب در عین ناباوری "رئیس" رو دیدم.این یعنی همون اتفاقی که توی جشنواره امسال دنبالش می گشتم.اینکه برم توی سینما و آخرین فیلم "مسعود کیمیایی" رو ببینم.همه چیز از یک شایعه شروع شد.اینکه ساعت ۱۰ امشب توی سینما استقلال اولین نمایش رئیس هست.ساعت ۹:۳۰ بود که به شریفی نیا گفتم.ولی او می گفت اکران نمی شه و مشکل صدای فیلم برطرف نشده.ولی یه sms همه چيز رو خراب كرد.يكي از رفقا گفت توي سينما نشستيم و فيلم شروع شده.نفهميدم چه طور شريفي نيا رو راضي كردم و به همراه مهردي كرم پور به سمت سينما استقلال رفتيم.فيلم شروع شده بود و سالن كيپ تا كيپ پر از تماشاگر بود.اولين پلان رويايي بود.جايي كه امين تارخ و فرامرز قريبيان توي سينما ركس نشسته اند و خاطرات رو مرور مي كنند.اي كاش بوديد.همه سينما دور سرم مي چرخيد.يه مشت عشق كيميايي دور هم نشسته بودند و فيلم مي ديدند.همه چيز رئيس درباره مناسبات بين آدم ها و قدرت و پول بود.جدايي پدر از پسر بر سر پول و اتفاق هايي كه اين دور و بر مي افتاد.بازي پولاد فوق العاده بود.مخصوصا صحنه اي كه نوچه هاي رئيس پولاد رو توي قفسي كه چهار گوشه اش گرگ دندون تيز كمين كرده،به سقف بستند.نعره هاي پولاد و همون ديالوگ هاي معروف از جنس كيميايي.

پی نوشت:دیشب برای بار دوم سنتوری رو دیدم.اینقدر از دیدن فیلم لذت می برم با که بارها و بارها تماشاکردن اون تموم نمی شم.بهترین سکانس فیلم نبدیل شد به سکانس پایانی دیشب من.لحظه ای رادان با رفقای معتادش سوسیس می خورد کاری با من کرد تا شب وقتی به خونه می رم به یاد او لحظه سوسیس سرخ کنم و با نون لواش....هیچ حسی بهتر از این نیست.امشب مب خوام رئیس رو هم برای بار دوم ببینم.

I لینک ثابت I   جمعه 20 بهمن1385   مجید توکلی   | 

 

خط ریش و تماشای سنتوری

روز ها و شب های عجیبی است.حسابی خوش می گذره و بعد از چند وقت حالی می بریم.حس و حال جشنواره ای بیشتر از هر چیز دیگری مهم است که این روز ها در وجودم رخنه کرده.اینکه همه برو بچه ها رو بعد از مدت ها کنار هم می بینی.راستی یه اتفاق عجیب چند روز پیش افتاد که کلی خندیدم.شبکه یک برای برنامه ویژه جشنواره اش مصاحبه ای با من کرد.اول اینکه سوال ها بیخود و کلیشه بود.از این ها گذشته دیروز که تهیه کننده برنامه را دیدم جلو آمد و گفت:"آقای توکلی شرمنده٬مصاحبه تان پخش نشد!!".گفتم:"خب اشکالی نداره٬حالا دلیلش چی بود؟حرفی زده بودم که خبر ندارم؟ضد انقلابی صحبت کردم یا..؟".خندید و گفت:"خط ریشتان بلند بود.شبکه به خط ریشتان گیر داد!!".بعد از شنیدن این جمله بریدم.همین....

خواب مهمترین مسئله این روز ها و شب ها شده.از روز اول جشنواره تا الان که ساعت ۴ صبحه٬هف هشت ساعت بیشتر نخوابیدم.امشب مثلا می خوام زود بخوام.از دنیای وبلاگ که به شدت دور شدم.از هیچی خبر ندارم.راستی٬اجازه نمایش سنتوری هم داده شد.این بهترین خبر این روزها است.فعلا تا بعد...

بعد التحریر:سنتوری را دیدم.کاری به حرف دیگران ندارم.من شیفته سینمای مهرجویی هستم پس سنتوری را یکی از شاهکارهای استاد می دونم.بازی بهرام رادان و گلشیفته فوق العاده بود.موسیقی فیلم بی نظیر.ریتم فیلم کاملا تند و بدون سکانس های اضافه.نمی دونید چه حس عجیبی است وقتی تیتراژ فیلم رو روی پرده می بینید.همان جایی که یکی سنتور می زند.شروع فیلم با موسیقی یعنی همان چیزی که از فیلم می خواستم.تماشای سنتوری برای همه واجب است.این یک حکم شرعی(سینمایی)است.

 

I لینک ثابت I   چهارشنبه 18 بهمن1385   مجید توکلی   | 

ربط استقلال به جشنواره

الان که این پست رو می نوسم ساعت حدود ۵ صبحه.پس توقع نداشته باشید مثل یه آدم سرحال که همش می گه و می خنده و شوخه حرف بزنم.ولی شک نکنید حسه خوبیه.اینکه وقتی از دفتر جشنواره می آیم احساس نمی کنم ساعت ۲ نیمه شبه چون همه بچه ها مثل ظهر معمول کار می کنند.از صبح تا حالا هزار نفر زنگ زدند و آمار برنامه نمایش فیلم ها و گرفتند.با وجود اینکه هنوز مشخص نشده و منم نداشتم ولی حسی شبیه کسی که نتیجه بازی استقلال پیروزی رو می دونه٬یا می دونه استقلال برده حرف می زدم.با ذوق و شوق همه سوال می پرسیدند که سنتوری هست یا نه؟رئیس می رسه یا نه؟یه حسی شبیه کسی که نتیجه بازی رو ندونه وآخر سر بهش بگن استقلال برنده شده.حال کردید چه طور استقلال رو به جشنواره ربط دادم!!یه همچین حسی.ولی از همه این ها بگذریم حال و هوای شهر مثل سابق نیست.نمی دونم چرا.همه جا مشکی و تاریکه.انگار نه انگار که چند ساعت دیگه بزرگترین جشن سینمایی قرار شروع بشه.

تازه دارم به منزلت خواب پی می برم.گیج گیج خوابم ولی نمی تونم از اینترنت دست بکشم.عینهو یه معتاد که بعد از مدت ها به مواد می رسه.اما هیچی توی این شب ها پیاده قدم زدن توی خیابون مزه نمی ده.البته اگه تنها نباشی که خیلی خوش می گذره ولی تنهایی هم بدتجربه ای نیست.به امتحانش می ارزه.زیادی چرند گفتم.همه این ها را به حساب کم خوابی بگذارید و بس.رفقا فعلا...

پی نوشت:لینک روزنوشت "رئیس" رو این پایین گذاشتم.توی اونجا درباره همه چی جشنواره می نویسم.اگه حالی داشتید یه سرکی بزنید.

I لینک ثابت I   پنجشنبه 12 بهمن1385   مجید توکلی   | 

 

روزنوشت "رئیس" شروع به کار کرد

رفقا دیگه کم کم داره کار به ساعت شماری و ثانیه شماری می رسه.دیگه چیز زیادی به جشن دورهمی سینما نمونده.همه چیز داره مرتب پیش می ره و کارهای بولتن جشنواره هم٬ روی روال خودش افتاده.اگه یادتون باشه قول داده بودم که اتفاق های خوبی ویژه جشنواره٬ توی سایت سینمای ما داریم.اینکه سایت ویژه جشنواره راه می افته که اون هم خیلی وقته کارش رو شروع کرده.اما قول بعدی نوشتن روزنوشت ها یا یادداشت های جشنواره بود که اون هم از امروز شروع شد.اسم روزنوشت خودم رو گذاشتم "رئیس" تا ارادت همیشگی نسبت به استاد رو حفظ کرده باشم.توی اون روزنوشت ها از همه چیز می نویسم ٬مخصوصا حاشیه و اتفاق های دورو بر جشنواره.پس حتمن بخونیدش و نظر بدید.اگر احساس کردید چیزی کم و کسری داره توی همین وبلاگ اطلاع بدید.تا بعد....

 اینم لینک روزنوشت "رئیس"

I لینک ثابت I   یکشنبه 8 بهمن1385   مجید توکلی   | 

 

بازی های متفاوت در "روز سوم"

فقط ۶روز دیگه مونده.یعنی یه چشم به هم زدن.نمی دونم چرا امسال اینقدر انتظار جشنواره رو می کشم.امسال بدترین سالیه که اینقدر درگیر جشنواره شدم.از اون طرف ویژه نامه دنیای تصویر٬بعد سایت و کارهای ویژه ای که قراره بکنیم و آخریش هم بولتن جشنواره که حسابی رمق گرفته.خبرهای خوبی تز پیش فروش بلیط ها می یاد.روزهای اول که صف بوده و شلوغ پلوغ مثل سال های قبل.ولی یه خبر خیلی بدی که دیروز پای تلفن شنیدم این بود که به غیر از اصلاحیه ای که برای سنتوری لحاظ کردند٬مجدد دوتا از سکانس ها رو مورد عنایت قرار دادند که مهرجویی این بار زیر بار نرفته و گفته اگر قرار باشه این ها رو حذف کنم فیلم رو به جشنواره نمی دهم.معلوم نیست چرا این برخورد رو می کنند.اعتبار جشنواره امسال فقط مهرجویی است و کیمیایی.همین و بس.

این از این.اما امروز هم به دعوت لطیفی رفتم و بخش هایی از فیلم "روز سوم"رو دیدم.فیلم داره مراحل صداگذاری و موسیقی رو سپر می کنه.نمی دونمچند جمله ای که درباره فیلم می خواهم بنویسم منطقی است یا نه ولی فقط می تونم بگم با شرایطی که لطیفی داشته و اینکه بدون فیلمنامه به آبادان رفته و فیلم رو ساخت٬فقط می تونه یک معجزه باشه.به هرحال این شرایط رو اضافه کنید به ساخت دو مجموعه وفا و صاحبدلان.با این حال فیلم رو دیدم.اول درباره بازی پوریا پورسرخ بگم.اینکه خیلی حرف و حدیث پشت سر این بازیگر هست.هیچ کس اون رو به عنوان یه بازیگر قبول نداره٬راستش منم چنین حسی دارم ولی چند روز پیش از هیئت داوران شنیدم که توی روز سوم خوب بازی کرده.وقتی یکی دوتا سکانس از بازی پورسرخ رو دیدم بدجوری تعجب کردم.یه جورایی یاد بازی گلزار توی بوتیک افتادم.تا به حال هیچ کس نتونسته بود از گلزار چنین بازی خوبی بگیره ولی فقط حمید نعمت الاله این کار رو کرد.درباره پورسرخ هم همینو می شه گفت.توی روز سوم خوب بازی گرفته شده و موقعیتش هم خوبه.اگر با قیاس کارهای قبلی اش نگاه کند٬روز سوم یک سرو گردن به بازیگری او اضافه کرده.بازی باران هم بدنیست.حامد که مثل همیشه خوب و دقیقه.اما روایت داستان با ترتیب خاصی پیش می ره.قصه ای که ۳تا قصه را به صورت موازی کنار خودش داره و هیچ قصه ای فدای اون یکی نمی شه.شاید تنها ویژگی کار قصه خوبش باشد.واین با توجه به عدم فیلمنامه شکل گرفته.درباره این فیلم هم زیاد نمی تونم بنویسم ولی نمی تونم از یکی از سکانس هایش هم بگذرم.اگر در جشنواره فیلم را می دیدید٬یک سکانس را با دقت نگاه کنید.اونجایی که عراقی ها آن طرف هستند و سربازهای ایرانی هم این طرف.و حالا زمانی که برادر پورسرخ با سلاح به سمت تانک عراقی حمله می کند و بعد از چند شلیک کشته می شود.آن وقت بازی پورسرخ به بهترین جای خودش می رسه.از همه این ها بگذریم لطیفی اون سکانس رو فوق العاده درآورده.من که بدون موسیقی و سینک نهایی صدا دیدم.حتمن اگر فیلم تکمیل بشه این سکانس رویایی خواهد بود."روز سوم" یک فیلم عجیب و غریب است.همین.

پی نوشت:عکس های روز سوم

I لینک ثابت I   جمعه 6 بهمن1385   مجید توکلی   | 

 

بالاخره "اخراجی ها" را دیدم

همین طور داره به روز های جشنواره نزدیک می شه و خیلی از رفقا دارند روز شماری می کنند تا ۱۲ بهمن از راه برسه.منم که توی این فضایی که در اختیارم بوده ٬چیزی نبوده که درباره جشنواره ننوشته باشم.هم درباره سایت سینمای ما گفتم که چه برنامه هایی داریم٬هم فیلم های خوب و پر سر و صدای این دوره رو معرفی کردم.بعد هم اینکه بالاخره کارهای ویژه نامه جشنواره "دنیای تصویر" با زحمت بچه ها(گروه سینمای ما)تموم شد و انشاالاله هفته دیگه منتشر می شه.این از این.

اما امشب به دعوت مسعود ده نمکی به دفتر صدا گذاری فیلم "اخراجی ها" رفتم و بخش هایی از فیلم رو دیدم.تیو مدتی که فیلم رو می دیدم مدام به صورت ده نمکی نگاه می کردم و ری اکشن هایش رو زیر نظر داشتم.نه تنها من٬که خیلی از بروبچ دوست دارند بدونند ده نمکی چی کار کرده و بالاخره نتیجه این همه حرف و حدیث که سر فیلم به وجود اومد به کجا رسید.زمانی که به دفتر رسیدم ده نمکی به همراه بهروز شهامت مشغول کارهای صداگذاری فیلم بودند.صحنه های بخش جنگی فیلم روی صفحه مونیتور دیده می شد.صداهای انفجار و کلی نماهای خوب.وقتی صحنه ها رو می دیدم مدام توی ذهنم به این فکر می کردم که بقیه پلان ها را چه گونه گرفته.اگر زیاده روی نکرده باشم ولی کار حسن پویا(فیلمبردار)فیلم خیلی عالی بود.نماهای شیک و ترو تمیزی که گرفته بود در فیلم های جنگی کم سابقه بود.نه تنها این نما ها توی صحنه های جنگ بلکه در پلان های زمان حال هم٬ قاب بندی های زیبایی را بسته بود.حتمن منتظرید که درباره فیلم بیشتر بنویسم.اینکه بالاخره فیلم خوبی شده یانه.ولی این کار یک مقداری درست نیست .شاید خود کارگردان دوست داشته باشد ٬درباره فیلمی که هنوز یک اکران هم نداشته٬ چیزی به زیبان بیارم ولی فقط می تونم بگم که دیدن اخراجی ها را توی جشنواره از دست ندهید.اگر به تماشای فیلم نشستید٬هرچه درباره ده نمکی می دانستید را کنار بگذارید و بعد ببینید.شاید این توصیه ها یه مقداری کمکتان کند تا با خاطری آسوده اخراجی ها را ببینید.باور کنید دلم بدجوری می خواهد درباره فیلم بنویسم ولی ادای حرفه ای گری دست و بالم را بسته.فقط هرچه دوست دارید از این یک جمله برداشت کنید:"اخراجی ها یک فیلم متفاوت در ژانر دفاع مقدس است".

پی نوشت:عکس های اخراجی ها به روایت بابک برزویه

I لینک ثابت I   سه شنبه 3 بهمن1385   مجید توکلی   | 

 

پرونده ای که سینما را بهم ریخت

باور کنید این گروه سینمای ما داره می ترکونه.بروبچ با کلی زحمت یه پرونده افشاگرایانه برای سینمای ایران درآوردند.یه پرونده برای دستمزدهای ستاره های سینما و اینکه فلانی چقدر می گیره و فلانی چقدر نمی گیره.پنج شنبه این پرونده توی همشهری جوان منتشر شده و طبق شنیده ها از صبح پنجشنبه٬ مجله همشهری جوان٬توی دفاتر سینمایی دست به دست می چرخه.می گن با انتشار این اعداد و ارقام که با یک حرکت ژورنالیستی تمام  به دست آمده٬خیلی ها بهم ریختن و اوضاع خیلی ها هم خوب شد.همیشه ماجرای دستمزدها چه بین فوتبالیست ها و چه بازیگران خبرساز و حاشیه ساز بوده.تا به حال توی چندتا مجله بدون تحقیق و بررسی یه چیزایی نوشته شده ولی این بار کاملا حرفه ای و بدون هیچ غلوی مطالب نوشته شده.پیشنهاد می کنم تا قبل از جشنواره یه نگاهی به این شماره مجله بندازید و حالی ببرید.

I لینک ثابت I   یکشنبه 1 بهمن1385   مجید توکلی   |