این گفتگو را خیلی دوست دارم.نمی دانم دلیلش چیست.شاید به
خاطر اوضاع و اتمسفر حاکم بر جامعه به خاطر رضا رشیدپور است و شاید هم چون وقتی مصاحبه را پیاده می کردم،این حس با من بود که چقدر این حرفه را دوست دارم.گفتگو با رضا رشیدپور آن هم در شرایطی که برنامه اش در آن به سر می برد و هر لحظه امکان آن بود که یکی از همین شب ها پایان آن باشد انجام شد ولی هیچ کدام از ما دونفر که مقابل هم نشسته بودیم از آن خبر نداشتیم.این مصاحبه دیروز صبح در همشهری جوان منتشر شد و شب قبلش رشیدپور در عین ناباوری اعلام می کند که آخرین برنامه مثلث شیشه ای اش را اجرا می کند.بعد از چاپ مصاحبه بازتاب های زیادی ایجاد شد.طوری که خود رشیدپور تماس گرفت و درباره حواشی انتشار صحبت هایش گفت.مصاحبه را امیر لطف کرد و روی سایت سینمای ما گذاشت.شاید خواندنش توی این اوضاع و احوال بد نباشد.همین...
گفت و گوی غیر قابل چاپ با رضا رشیدپور در اخرین روزهای پیش از توقف پخش «مثلث شیشهای»
خداحافظ دنیای اجرا
رشيدپور در فاصله برنامه «شب شيشهاي» تا برنامه جديدش «مثلث شيشهاي» خيلي فرق كرده؛ در اين مدت بازيگر شده (در فيلم جديد تهمينه ميلاني «سوپراستار»، نقش مهمي داشته و در كار آخر مهران مديري هم حضور كوتاهي داشته) و درضمن با نشريه «رويش» به جرگه روزنامهنگارها وارد شده است.همينها كافي بود تا با او بنشينيم و درباره روزنامهنگار و بازيگرشدنش و اجراهايش در برنامهاي تازه حرف بزنيم. اين سومين «برنامه شيشهاي» اوست (تعبيري كه خودش درمورد برنامههايش به كار ميبرد).رشيدپور با «شب شيشهاي» حسابي گل كرد و به اوج رسيد اما «مثلث شيشهاي» او هنوز از كار درنيامده و منتقدان خاص خودش را دارد.او قبل از شروع مصاحبه، مصرانه از ما خواست كه سؤال تكراري نپرسيم. مصاحبه را با صحبت درمورد تجربه روزنامهنگارياش در «رويش» شروع كرديم و پيش رفتيم.
برويم سراغ برنامه «مثلث شيشهاي». داستان «برنامه من»، «مهمان من» و اين من من كردنها چيست؟
شايد اين موضوع فقط در 10 برنامه شب شيشهاي بود كه گفته شد و بعد از آن ديگر نگفتم. كما اينكه خودم معتقدم اين برنامه من است ولي بهخاطر بازخوردهاي منفياي كه داشت، تكرارش نكردم.
چرا معتقديد اين برنامه شماست؟
چرا شما معتقديد كه برنامه من نيست؟ اتفاقا همينطور است. در تمام برنامههايگفتوگوي زنده استاندارد، آن برنامه با مجرياش شناخته ميشود؛ مثلا ميگويند گفتوگوي فلاني با... بههر حال هر كس يك امضايي پاي گفتوگويش دارد. الان اين گفتوگوي مجيد توكلي است با رضا رشيدپور.
آره ولي من كه نميتوانم بگويم اين مجله من است.
مجله شما نيست ولي گفتوگوي شماست.
خب ،پس فرقي نميكند؟
براي اينكه شما سردبير مجلهات نيستي. مدير مسؤول مجلهات نيستي. شما يك گفتوگو كننده هستي. پس در برنامه چون تهيهكننده خودت هستي، ميگويي برنامه من؟ يك بخش از برنامه را من تهيه ميكنم به اتفاق محمد قنبري ولي بههر حال گفتوگوكننده من هستم و اين اعتقاد شخصي من است ولي چون احساس كردم مردم هم اين كار را زياد دوست ندارند، ديگر تكرار نكردم اما همچنان بر اين قضيه معتقدم. اين برنامه من، از مالكيت نميآيد، من از محتوا ميآيد، از امضا ميآيد. خب، همين بازخوردهاي منفي باعث ميشود به برنامه لطمه وارد شود. ببين، در كل ما ايرانيها اينطوري هستيم. همه من هستيم ولي هيچوقت، من مقابلمان را قبول نميكنيم. ميگوييم من منم، تو من نيستي. هر كس به منيت خودش اعتقاد دارد ولي وقتي طرف مقابلش ميگويد.من هم منم، آن را قبول نميكنيم. يك مقدار قد هستيم. چه ايرادي دارد آخر. در اين محيط فرهنگي، اينطرز تفكر، مال من است. اين گفتوگو مال من است.من معتقدم برنامه «مردم ايران سلام» برنامه رضا شهيديفر است. «كولهپشتي» برنامه فرزاد حسني است. «دو قدم مانده به صبح»، برنامه صالح علاء است.
آره، ولي چه لزومي دارد مجري اين جمله را مدام بازگو كند؟
بالاخره يك جايي بايد روي اين داستان تاكيد شود كه يك بحث جديد باز شود. من ايرادش را نفهميدم. مردم مثلا گفتند «اين پسره پررو شده» . آخر من كه نگفتم تلويزيون مال من است، شبكهها مال من است، حتي نميگويم اين برنامه مال من است. ميگويم اين برنامه من است. اين گفتوگوي من است. اين امضاي من است. من منظورم اين بود.
اين «من بودن» در شغلهاي ديگرت هم وجود دارد؟
اصلا اينطوري كه شما از«برنامه من گفتن»من تعبير ميكنيد درست نيست. اگر قرار بود بقيه نظر ندهند كه تشكيل اتاق فكر براي برنامههاي شيشهاي معني نداشت. ما از همان «عبور شيشهاي» اتاق فكر داشتيم. اعضاي اتاق فكر چه كساني هستند؟ يك بخش از استادان دانشگاه هستند، بخشي هم از برنامهسازهاي تلويزيون. بخشي از خبرنگارها و يك بخش هم از مسؤولان محترم گروه اجتماعي شبكه تهران كه همه مينشينيم دور هم و بحث ميكنيم كه چه ميهماني باشد بهتر است و چه بحثي صورت بگيرد بهتر است. اگر من از ابتدا قائل به اين بودم كه هيچكس دخالت نكند و فقط نظر خودم باشد، اصلا اتاق فكر تشكيل نميدادم. و....
ادامه مطلب....