فیلم پیتوک رو ساختم.دیشب آخرین جلسه فیلمبرداری بود.باز هم یک
تجربه دیگه کنار همه اتفاق های روزمره و تجربه های مختلف.یه تجربه خوب کنار بروبچه های رفیق.داستان پیتوک رو دوست دارم.یه جور روزمرگی است.یه صبح تا شب.واقعا خستم.فکر می کنم انرژی زیادی برد.ولی مهم اینه که حالم خوب شد.بعد از مدت ها حالم خوب شد.تجربه دوست داشتنی بود.خیلی وقت بود که قرار بود من و کوهیار با هم کار کنیم ولی نمی شد.کوهیار کلاری فیلمبردار بزرگی می شود.اخلاق حرفه ای و خلاقیت های فردی که این روزها کمتر پیدا می شود،هر دوی این ویژگی ها در کوهیار هست.همکاری با مازیار رزاقی هم خوب بود.صدابردار قدیمی اما جوان سینما.و کلی بازیگر تئاتری که رو سفید بودند.مهران رنجبر که نقش اول فیلم را بازی کرد و بقیه بچه هایی که چند سالی است روی صحنه های تئاتر خوش می درخشند.کار کردن با بازیگر های تپاتر تجربه خوبی است.نمی خواهم تجربه آخرم باشد که تازه به دلم نشسته است.فکر می کنم دو هفته ای کار تدوین اش طول بکشد.بعد هم صداگذاری و از این جور چیزها.این عکس هم نتیجه نگاه تارا مختار است.همه چیز خوب بود.خوب خوب....
I لینک ثابت I  شنبه 26 اردیبهشت1388   مجید توکلی
|
خیلی وقت بود که حوصله نوشتن نداشتم.دلیلش بماند...اما درست امشب.شبی که تیم محبوبم،بارسلونا دقیقه 93 نتیجه بازی رو عوض کرد و به فینال باشگاه های اروپا رسید تا با اون یکی تیم محبوبم منچستر بازی کنه،درست شبی که صبح فرداش می خوام فیلم کوتاهمرو کلید بزنم یه هیجانی داشتم و تصمصم گرفتم یه چند خطی بنوسم و خالی بشم.حاشیه های این مدت که ننوشتم بماند برای خودم.تا بعد...
I لینک ثابت I  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388   مجید توکلی
|

