همیشه همین جوری بوده.هیچ حس خوبی نسبت به عید و دید و بازدید و این داستان لباس نو پوشیدن نداشتم و هنوز هم ندارم.نمی دانم چه مرضی است.فقط این حال و هوای شب عید را عاشقانه دوست دارم.این خیابان های شلوغ و خرید مردم و اینکه انگار همه چیز خوب است.یک بار امتحان کنید.این شب ها مخصوصا توی بازار تجریش و میدان هفت تیر و خلاصه تقریبا کل شهر،فضای جالبی دارد.انگار آدم ها هم خوب می شوند.برخورد ها و رفتار ها و خلاصه همه چیز مردم خوب است.زیاد دعوا ندارند و یک جورهایی خوشحالند.خلاصه اینکه این شب عید را با هیچی عوض نمی کنم ولی خود عید رو حاضرم با هر پیشنهادی عوض کنم.این از این...
کاسه داغ تر از آش
دخالت مجید مجیدی توی بحث های فلسفی و چیز هایی که اصلا به او ارتباط ندارد جالب است.من نمی دانم به او چه مربوط است که توی حوزه های مختلف دخالت می کند.نمی دانم داستان توهین به مقدسات و اهانت به پیغمبر را در جریان هستید یا نه.این روزها خدارا شکر خبرگزاری فارس بدجوری تلاش می کند تا این حرف ها را بازتاب بدهد و به زور بکوید که منظور سروش از آن مصاحبه توهین به پیامبر بوده.مدام با این و آن مصاحبه می کند.در یکی از این مصاحبه ها مجیدی درباره صحبت اخیر دکتر عبدالکریم سروش واکنش نشان می دهد و...یعنی واقعا یکی نبوده از مجیدی بپرسه تو تا چه اندازه دکتر سروش را می شناسی؟اصلا چند تا کتاب از او خوندی؟یعنی واقعا یکی نبوده به او گوش زد کند که دکتر سروش به اندازه وزن تو و خانواده ات کتاب نوشته و خونده و تحلیل کرده؟برادر مجیدی...تو که داری به راحتی فیلمت را می سازی و خوب هم پول می گیری..مدام هم تشویقت می کنند و تو هم خوب برایشان فیلمسازی می کنی.دردت چیست؟بودجه کم می گیری؟ ۶ ماه برای فیلمبرداری یک فیلمت کافی نیست؟دیگه چه می خواهی؟تورو به ارواح خاک اجدادت دیگه بی خیال فلسفه و بحث های جدی بشو!مثال دهان به دهان شدن تو با دکتر سروش این است که رابرت دنیرو یک چیزی بگوید و آن وقت محمد ورشوچی جوابش را بدهد؟خداوکیلی ببین چقدر بده...مسخره ات می کنند عزیزم.نکن اینجور...

